مهدیسمهدیس، تا این لحظه: 17 سال و 9 ماه و 18 روز سن داره

مهدیس فرشته من

مهدیس کوچولو در بین الحرمین

    گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی   با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید   گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا  تک درختی در بیابان یکه و تنها کشید   گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن عکس یک خنجرزپشت سر پی مولا کشید   گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم   راه عشق و عاشقی و مستی ونجوا کشید   گفتمش تصویری از لیلی ومجنون رابکش عکس حیدر(ع) در کنار حضرت زهرا(س)کشید   گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن  در بیابان بلا، تصویر یک سقا کشید   گفتمش از غربت ومظلومی ومحنت بکش ...
5 تير 1392

شش روزگی مهدیس کوچولو

شب بخیر ای آخرین امید من نذار تاریکی تو قلبت بشینه چشاتو به روی شب آروم ببند تا چشای کوچیکت خواب ببینه می دونم خواب ستاره می بینی خنده هات برای من غریبه نیست با مداد نقره ای رو تن من همه آرزوهاتو بنویس تو سرزمین خواب تو بوی تنهایی و غربت نمی آد توی کوچه های سبز اون صدای پای محبت نمی آد فرصت موندن تو شهر خواب کمه چشتو به آسمون گره بزن چشتو بذار تو جاده های شب نشین شب بخیر ای آخرین امید من       نه تنها امروز..                برای همه عمرم...                 ...
26 ارديبهشت 1392

بدون عنوان

سلام به همه خاطرات با تو بودن خداوند رو شاكريم كه بهترين هديه مارو اومدن تو نازنين قرار داد باشه كه بتونيم زيباترين و شادترين لحظات رو براي تو فراهم كنيم و بدون همه آرزوي مامان و بابا سلامتي و خوشبختي توست عزيز دل ...
26 ارديبهشت 1392

بدون عنوان

 عادت یا عشق نمیدونم نمیتونم نبینمت نمیتونم حتی یه شب به تنهایی بسپرمت عادت یا عشق اما بدون مثل نفس دوست دارم  خودم اگه از یاد برم تورو به خاطر میارم هر اسمی که میخوای بزار رو منو احساسم به تو عادت هوا عشق یا هوس یه اسم یا یک واژه نو اما بدون هزار دفه اگه بازم دنیا بیام دوباره عاشقت میشم همیشه دنبالت میام ساده بگم ساده بگم سادگی هاتو دوست دارم ساده نمیگذرم ازت تورو تو شعرام میارم ...
26 ارديبهشت 1392