مهدیسمهدیس، تا این لحظه: 17 سال و 9 ماه و 17 روز سن داره

مهدیس فرشته من

بازگشت مهدیس جون از کربلا

دویدم و دویدم به کربلارسیدم کنار چشمه آب یه مشک خالی دیدم مشک به من اشک داد اشک رو دادم به زمین زمین به من لاله داد  لاله پر ناله داد لاله به رنگ خونه تو گوش من می خونه حسین حسین حسین جان حسین حسین حسین جان. ...
5 تير 1392

مهدیس کوچولو در بین الحرمین

    گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی   با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید   گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا  تک درختی در بیابان یکه و تنها کشید   گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن عکس یک خنجرزپشت سر پی مولا کشید   گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم   راه عشق و عاشقی و مستی ونجوا کشید   گفتمش تصویری از لیلی ومجنون رابکش عکس حیدر(ع) در کنار حضرت زهرا(س)کشید   گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن  در بیابان بلا، تصویر یک سقا کشید   گفتمش از غربت ومظلومی ومحنت بکش ...
5 تير 1392

شش روزگی مهدیس کوچولو

شب بخیر ای آخرین امید من نذار تاریکی تو قلبت بشینه چشاتو به روی شب آروم ببند تا چشای کوچیکت خواب ببینه می دونم خواب ستاره می بینی خنده هات برای من غریبه نیست با مداد نقره ای رو تن من همه آرزوهاتو بنویس تو سرزمین خواب تو بوی تنهایی و غربت نمی آد توی کوچه های سبز اون صدای پای محبت نمی آد فرصت موندن تو شهر خواب کمه چشتو به آسمون گره بزن چشتو بذار تو جاده های شب نشین شب بخیر ای آخرین امید من       نه تنها امروز..                برای همه عمرم...                 ...
26 ارديبهشت 1392